محمد ابراهيم آيتى

583

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

مقابل سينهء اسبها كارى نكرده‌اى . اينان را به جايشان بازگردان و سپس با كمك مردان اسب سوار با مسلمانان جنگ كن ، تا اگر جنگ را بردى آنان كه پشت سرند به تو ملحق شوند ، و اگر جنگ را باختى دارائى و خانواده‌ات در امان باشند . « مالك » گفت : به خدا قسم : چنين كارى نخواهم كرد ، تو پير شده‌اى و عقلت هم فرتوت گشته است . اى گروه « هوازن » ! يا فرمان مرا ببريد يا بر اين شمشير تكيه مىكنم تا از پشتم به در آيد . گفتند : همگى به فرمان توايم . گفت : هرگاه مسلمانان را ديديد غلافهاى شمشيرها را بشكنيد و يكباره و همداستان حمله كنيد . دستور تحقيق رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - با خبر يافتن از جنبش « هوازن » ، « عبد اللّه بن - أبى حدرد أسلمى » [ 1 ] را فرستاد تا ناشناس در ميان آنان وارد شود و گفتگوى آنان را بشنود و پس از بررسى كامل بازگردد . « عبد اللّه » رفت و پس از تحقيق كافى نزد رسول خدا بازآمد و درستى و صحّت گزارشى را كه رسيده بود به عرض رسانيد . تصميم حركت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - پس از روشن شدن مطلب تصميم حركت گرفت و از « صفوان بن أميّة بن خلف » - كه امان يافته بود و هنوز مشرك بود - صد زره با ديگر وسائل آن عاريه گرفت ، و ضامن شد كه پس از خاتمهء جنگ آنها را سالم به وى بازدهد .

--> [ 1 ] - در اصل : سلمى . تصحيح از سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 82 ، چاپ حلبى ، 1355 ه . طبقات ، ج 2 ، ص 150 ، چاپ بيروت ، 1376 ه . امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 404 و غيره . م .